پس از بروز اتفاقاتی برای یک مرد، همسرش قدمبهقدم وارد بازی پیچیدهای از دروغ، خیانت و هویتهای جعلی میشود؛ بازیای که در آن هیچکس آن چیزی نیست که به نظر میرسد.
یک معمای روانشناختی
هر پاسخ، پرسشی بزرگتر میسازد
روایتی پرتعلیق از روابطی که زیر فشار دروغ، طمع و بیاعتمادی به مرز فروپاشی میرسند.
نگار، زنی موفق، با نشانههایی روبهرو میشود که زندگی مشترکش با رامین را زیر سؤال میبرد. آنچه ابتدا یک خیانت به نظر میرسد، خیلی زود به شبکهای پیچیده از فریب، طمع و هویتهای پنهان راه پیدا میکند.
هرچه نگار به حقیقت نزدیکتر میشود، مرز میان واقعیت و روایتهای ساختهشده مبهمتر میگردد. در این بازی، اعتماد خطرناکترین تصمیم و نور، مطمئنترین راه برای افتادن در دام است.
در جهان انگلرفیش، حقیقت پنهان نیست؛ خودش را به شکل دیگری نشان میدهد.